X
تبلیغات
زولا
باز هم قالب - تلخ تر از قهوه
روزنوشت های یک عدد محمدرضا

یکی از بزرگترین مشکلای من تو زندگی اینه که خیلی زود از یه چیزی به صورت بصری خسته میشم.

 یادمه روزی که قالب قبلیمو گذاشتم با خودم گفتم "وای چقدر خوبه این همونیه که می‌خوام". امروز اما با خودم میگم "چی بود اون قبلیه همش سفید و بی روح بود". خلاصه درگیریه ادامه داره...

و بله باز هم در مورد تهران هست... زیبایی‌های بصری تهران بیشتر از هر شهر دیگه‌ای به خونم میخوره. عکس رو یک روز صبح زود از پارک نهجل البلاغه گرفتم. اولین و آخرین روزی که با ساسان صبح زود پاشدیم که مثلا ورزش کنیم.

باز هم زلزله اومده تهران اما خداروشکر مثل اینکه خسارت نداشته، بیچاره ایران. امیدوارم زودتر این زلزله‌ها تموم بشه.

راستی اگر فکر می‌کنید متن ها کوچیک هستن Ctrl و + رو بزنید تا بزرگتر بشن.

+  1396/10/05  23:32 mowhamadrexa | نظرات (6)