X
تبلیغات
زولا
وقت کمه، راه زیاده، آرزوها بزرگ - تلخ تر از قهوه
روزنوشت های یک عدد محمدرضا

- خیلی وقت ها دوست دارم بگذرم

-  از چی؟

-از همه چیز، از تمام دوست های خوب و بد، از سایت های اجتماعی بی هدف، از حس های خوش عاشقانه، از این وبلاگ

- بگذری که به چی برسی؟

- هنوز دقیق نمیدونم، شاید تمام تمرکزم رو گذاشتم روی کار و درامد، شاید رفتم دنبال درس

- میخوایی غرق کنی خودت رو توی کار؟

- من هدف دارم، تلاش کردن رو دوست دارم، به نظرم با آرزو و خیالبافی نمیشه به هدف رسید

- هدف داشتن چه ربطی به گذشتن از همه چیز داره؟

- همه چیز داره از من وقت میگیره، کلاس های دانشگاه به هیچ دردم نمیخوره، اینترنت وقت منو آتیش میزنه، صحبت کردن با اون خیلی وقتم رو میگیره

- وایسا ببینم! با اونم دیگه نمیخوای صحبت کنی؟

- چرا! ولی کمتر و کنترل شده

- میدونی به عنوان یه دختر ازت انتظار داره که باهاش وقت و بی وقت صحبت کنی؟ چجور میخوای بهش بگی؟ بهش فکر کردی؟ به نظرم به رو نمیاره ولی دل چرکی میشه ازت

- آره... یعنی نه. دارم هنوز بهش فکر میکنم، میدونی، گذشتن از همه چیز کار راحتیه، تنها مشکل من هم سر اونه الان

- فقط مواظب باش، کاری نکن بعد ها بگی تنها غریبه ای که دوستم داشت رو رنجوندم از خودم

- آره، میدونم، مرسی

+  1394/08/01  21:46 mowhamadrexa | نظرات (2)